یادداشت| انتخابات اسرائیل و بحران حاکمیتی؛ سناریوهای پنجگانه پیش روی احزاب سیاسی

امروز جامعه صهیونیستی برای امنیت خود و موجودیت این رژیم بقای خود را در خطر می‌بیند. لذا پس از کمتر از سه دهه، جامعه صهیونیستی و نخبگان آن که همواره بر جریان راست بیشترین تکیه را داشته ، امروز از آن فاصله گرفته‌اند.

یادداشت| انتخابات اسرائیل و بحران حاکمیتی؛ سناریوهای پنجگانه پیش روی احزاب سیاسی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ناکامی نتانیاهو در فروردین 98 برای تشکیل کابینه ائتلافی موجب شد تا انتخابات دوم در 17 سپتامبر(26شهریور) برگزار شود.

نتانیاهو در این 5 ماه تلاش زیادی کرد تا اوضاع خود را سامان دهد و در کنار حمایت‌های نامحدود ترامپ  دست به ماجراجویی نظامی در لبنان، سوریه و عراق نیز زد و نمایش نظامی خود را با نمایش‌های دیپلماتیک در سفر به روسیه برای نشان دادن یک شخصیت موثر در تحولات منطقه‌ای و جهانی کامل کرد. 

سیلی حزب الله لبنان در پاسخ به حمله پهپادی به مقر حزب‌الله در عقربای سوریه و به مرکز رسانه ای حزب الله در ضاحیه و ناتوانی نتانیاهو و واسطه تراشی فرانسوی و آمریکایی برای مهار اقدامات  بعدی حزب الله، شانس وی را در انتخابات کاست. البته این یکی از دلایل افت پایگاه اجتماعی و رای لیکود و نتانیاهو بود و دلایل قضایی و اتهام فساد مالی در کنار یک پارادوکس امنیتی و موجودیتی نیز بجر نتانیاهو دامن جامعه صهیونیستی را گرفته است .

نتانیاهو نیاز به پست نخست وزیری دارد تا با پرونده قضایی به زندان نرود و بنی‌گانتس این شانس را در ائتلاف با او به وی نخواهد داد و لیکود نیز حاضر نیست فردی به جز نتانیاهو را معرفی کند .

 

حاصل آراء انتخاباتی به پیروزی حزب آبی سفید به رهبری بنی گانتس با 33 کرسی در مقابل 31 کرسی لیکود به رهبری نتانیاهو شد و احزاب تجمع عربی با 12 کرسی و لیبرمن با 8 کرسی و شاس با 9 کرسی ، یهودات هتوراه با 8 کرسی ، به سوی راست با 7کرسی ، کار با 6 کرسی و جبهه دموکراتیک با 5 کرسی ، شرایط خود را ثبت کردند . اگر تمام گروههای راست در کنار لیکود قرار گیرند 55 کرسی و اگر دو جریان چپگرا در کنار حزب آبی سفید باشد، 44 کرسی خواهند داشت . لذا چهار مجموعه انتخاباتی خواهیم داشت که باید برای کسب حداقل نصاب 61 کرسی ، ائتلاف تشکیل دهند.

یعنی جریان راست ، لیبرالها و چپ و سپس تجمع عربی و در نهایت لیبرمن (اسرائیل خانه ما ) که هر یک برای ائتلاف با دیگری ملاحظات و محدودیتهایی خواهند داشت . مثلا لیبرمن مشکل شخصیتی با نتانیاهو دارد نمی‌تواند بدون امتیازگیری جدی با او ائتلاف کند و یا با تجمع عربی هیچگاه جمع نخواهد شد . نتانیاهو نیاز به پست نخست وزیری دارد تا با پرونده قضایی به زندان نرود و بنی گانتس این شانس را در ائتلاف با او به وی نخواهد داد و لیکود نیز حاضر نیست فردی به جز نتانیاهو را معرفی کند . احزاب دینی و راست ، اگر لیکود بخواهد با جریان‌های چپ ائتلاف کند ، در کنار نتانیاهو باقی نمیمانند. نکته دیگر اینکه خُرد شدن آراء موجب شده تا احزاب کوچک و بزرگ ، متناسب با سناریوهای احتمالی با ائتلاف حکومتی ، حائز اهمیت شوند.

با این توصیف ، پنج سناریو پیش روی احزاب صهیونیستی است که فقط سناریوهای محدودی شانس احتمالی خواهند داشت:

1) ائتلاف راستگراها و ائتلاف میانه -چپ که احتمالا احزاب حریدیم به دلیل حضور چپ ها از مجموعه راستگراها خارج خواهند شد ولی بیشتری تعداد کرسی برای ائتلاف حکومتی را خواهد داشت . مشکل این سناریو این است که نتانیاهو برای زندان نرفتن باید نخست وزیر باشد که بنی گانتس به شدت با آن مخالف است.

2) ائتلاف راستگراها با دو حزب چپ (کار و جبهه دموکراتیک) که با خروج احزاب دینی، شانسی برای نصاب 61 کرسی و تشکیل ائتلاف حکومتی نخواهد داشت.

3) ائتلاف آبی سفید با تجمع عربی که 57 کرسی ، نیازمند لیبرمن خواهد بود ولی لیبرمن با تجمع عربی مشکل ریشه‌ای دارد و لذا نصاب کرسی حاصل نمی‌شود.

4) ائتلاف آبی سفید با لیبرمن و دو حزب چپگرا که مجموعا 54 کرسی خواهند داشت و نصاب حکومتی شکل نمی‌گیرد . 

5) پذیرش انتخابات سوم  و این در صورتی است که سناریو اول با بیشترین شانس به دلیل اصرار نتانیاهو برای نخست وزیری شکل نگیرد. در واقع باید چنین ارزیابی کرد ، تنها شانس و سناریوی ممکن برای ائتلاف حکومتی مشکل نتانیاهوست . در نتیجه احتمال تشکیل کابینه ائتلافی با ترکیب فعلی را باید با کمترین شانس دانست و عملا شرایط فعلی به سمت انتخابات سوم، میل نشان می‌دهد.

پس از کمتر از سه دهه، جامعه صهیونیستی و نخبگان آن که همواره بر جریان راست بیشترین تکیه را داشته ، امروز از آن فاصله گرفته‌اند، چرا که افراطی گری آنها را عامل نابودی رژیم خود می‌دانند.

 

دلیل این بحران سیاسی و حاکمیتی این است که  جامعه صهیونیستی و حتی نخبگان آن با یک پارادوکس امنیتی و موجودیتی روبرو هستند و این شکاف و سردرگمی ناشی از آن است . بدین معنا که یک رکن بنیادین در شکل‌گیری رژیم صهیونیستی از همان ابتدا ، موضوع امنیت بوده که رهبران صهیونیست برای آن تلاش کرده‌اند و به همین دلیل ارتش و دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی از جایگاه ویژه برخوردار و همواره ریاست احزاب سیاسی را پس از بازنشستگی به عهده می‌گرفتند. تقریبا از ابتدای دهه نود میلادی که مذاکرات سازش آغاز شده ، جریان راستگرا و به ویژه افراطی، برای کسب اهداف آرمانی و توراتی و صهیونیستی، مسیر نفی حقوق فلسطینی را دنبال کرده که عملا ضریب امنیت برای این رژیم و جامعه صهیونیستی را با کاستی روبرو کرده است.  امروز جامعه صهیونیستی برای امنیت خود و موجودیت این رژیم، که تا کنون به صهیونیست‌های افراطی تکیه می‌کرده، بقای خود را در خطر می‌بیند. لذا پس از کمتر از سه دهه، جامعه صهیونیستی و نخبگان آن که همواره بر جریان راست بیشترین تکیه را داشته ، امروز از آن فاصله گرفته‌اند، چرا که افراطی گری آنها را عامل نابودی رژیم خود می‌دانند . «رونی دانیل» تحلیلگر نظامی کانال 12 تلویزیون این رژیم می‌گوید: مطمئن نیستم آینده‌ای برای فرزندان‌مان در این دولت باشد و یا «یوفال دیسکین» ، رئیس دستگاه امنیت سابق (شاباک) در مقاله‌ای می‌گوید: نمی دانم این پایان آغاز و یا آغاز پایان پروژه صهیونیستی است؟! 

به نظر می‌رسد چه اینکه ائتلاف حکومتی تشکیل شود و چه اینکه به انتخابات سوم تکیه شود، اولا نتانیاهو قربانی اصلی است و ثانیا اینکه رژیم صهیونیستی با یک بحران حکومتی و حاکمیتی و اجتماعی جدی روبروست که استمرار سیاست‌های افراطی ، آنرا به پرتگاه و انفجار و عقب نشینی از آن، به فرسایش در مقابل مقاومت با قدرت روز افزون ، منتهی خواهد شد.

یادداشت از هادی محمدی کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا 

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
بیشتر بخوانید...
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول
ایران مال