نگاهی متفاوت به جنگ‌زده‌های اوکراین/ اشک‌ها برابر نیستند اگر چشم‌ها آبی یا سیاه باشند

نگاهی متفاوت به جنگ‌زده‌های اوکراین/ اشک‌ها برابر نیستند اگر چشم‌ها آبی یا سیاه باشند

گناه از ما بود که نمی‌دانستیم "یک با یک برابر نیست!" و به جریمه همین "جهل مقدس" است که باید روزی صد بار این شعر خسرو گلسرخی را در دفتر حافظه‌مان رونویسی کنیم تا دیگر یادمان نرود که "همه باهم برابرند، اما بعضی برابرترند".

خبرگزاری تسنیم - احسان حضرتی

درست است که به قول قیصر امین‌پور "درد" را از هر طرف که بخوانی "درد" است و همه جای زمین و همیشه زمان، سیمای حقیقیِ حیات ِدردمندان و رنج‌کشیدگان را غباری سیاه و کدر پوشانده است اما بازخوانی وقایع اخیر جنگ روسیه و اوکراین نشان می‌دهد که بیداد بر انسان‌های دردکشیده و مظلوم بین دو نیمکره شرقی و غربی زمین با یکدیگر تفاوت دارد و تفاوت اساسی هم دارد.

فرق می‌کند که "چشم آبی"ها و "مو بلوند"ها مورد تعدّی قرار بگیرند یا چشم و مو مشکی‌ها. این به تقریب آخرین درسی است که اروپایی‌ها به بشریت دادند.

وقتی لوسی واتسون، خبرنگار آی‌تی‌وی نیوز (ITV NEWS)، در لهستان رو به دوربین درباره جنگ‌زده‌های اوکراینی گفت: "باورکردنی نیست؛ اینجا اروپاست نه یک کشور جهان سومی!" مدافعان راستین حقوق بشر بیهوده بر او تاختند و با سیل انتقادات خودشان او را مورد شماتت قرار دادند. آخر او گناهی نداشت؛ فقط کمی صادق‌تر و صریح‌تر از سیاستمداران مغرب زمین بود و نخواست یا نتوانست چهره کریه نژادپرستی و خودبرتربینی‌‌اش را پشت نقابِ الفاظ و حرکات بشردوستانه و "... رنگ‌کن" پنهان کند.

چارلی داگاتا، خبرنگار ارشد شبکه آمریکایی CBS در کی‌یف (پایتخت اوکراین)، هم وقتی در گزارش خودش از اوضاع جنگ در این کشور، زل زد به دوربین و گفت: "با تمام احترامی که قائل هستم باید بگویم اینجا جایی مثل عراق یا افغانستان نیست که ده‌ها سال با جنگ درگیر بوده باشد، اینجا "پایتخت اوکراین" یک شهر متمدن و اروپایی است!"؛ گناهی نداشت.

اصلا شاید بهتر باشد به جای ملامت و شماتت روحیه نژادپرستانه این خبرنگاران به آن‌ها مدال صداقت داد. دست کم این امتیاز به نام این دو تن در تاریخ ثبت می‌شود که کُنه تفکر و ماهیت راستین باورهایشان نسبت به "انسان" و "آلام بشری" را به دور از هرگونه ریاکاری و لاپوشانی بر آفتاب افکنده‌اند.

گناه از ما بود که نمی‌دانستیم "یک با یک برابر نیست!" و به جریمه همین "جهل مقدس" است که باید روزی صد بار این شعر خسرو گلسرخی را در دفتر حافظه‌مان رونویسی کنیم تا دیگر یادمان نرود که "همه باهم برابرند، اما بعضی برابرترند":

معلم پای تخته داد می‌زد

صورتش از خشم گلگون بود

تساوی‌های جبری رانشان می‌داد:

یک با یک برابر هست!

از میان جمع شاگردان یکی برخاست

همیشه یک نفر باید به پا خیزد

به آرامی سخن سر داد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

معلم

مات بر جا ماند!

و او پرسید

اگر یک فرد انسان واحدِ "یک" بود آیا باز

یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد

آری برابر بود.

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود

وان‌که قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت

پایین بود؟!

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که صورت نقره‌گون

چون قرص مه می‌داشت

بالا بود

وان سیه چرده که می‌نالید

پایین بود

اگریک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می‌شد

یا چه کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می‌گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

معلم ناله آسا گفت

بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست!

کشور اوکراین , کشور روسیه , شعر ,

2.جنگی که می‌بینیم، جنگی که نمی‌بینیم!

جنگ اوکراین بزنگاهی بود که مرزهای حقیقت و البته وقاحت را جا به جا کرد. این جنگ به ما نشان داد که باورهای نژادپرستانه درباره برتری «سفیدپوست‌ها» (جوامع مسیحی اروپایی‌‌تبار)؛ تا چه اندازه فراگیر، قاطع و لرزآور است.

در ورای این ماجرا باید گفتمان به ظاهر متجدّدی را دید که سرتاسر مغز و غشای تمدن غرب به آن آلوده شده و امروز بر تمام روابط بین‌الملل نیز حاکم است؛ گفتمان دوگانه‌ساز و تبعیض‌-بنیادی که از جنگ جهانی دوم به این سو، ذیل عنوان بزک شده "کشورهای توسعه یافته/کشورهای در حال توسعه "صورت‌بندی شده و در حقیقتِ خودش چیزی نیست جز همان دوگانه منحط "جوامع متمدن/غیر متمدن".

جنگ اوکراین فرصتی بود که پرده‌ها کنار بروند و حقیقت سلطه‌جو و نژادپرستانه‌ی این اقلیت سفیدپوستی که دهان بازکرده و می‌خواهد اکثریت ساکنین کره زمین و بلکه تمام مفهوم "انسانیت" را فرو ببلعد؛ هویدا شود.  

یادمان نرود که نژادپرستی و نادیده گرفتن حقوق طبیعی انسان‌ها، آن روی دیگر سکه‌ی جنگ است و آن‌ها که می‌کوشند با نفی و طرد هویت دیگران و احراز حقانیت‌های قلّابی برای خودشان، چرخه نفرت در جهان را متوقف کنند؛ هرگز موفق نخواهند شد بیهوده نبود که مارتین لوتر کینگ، در سخنرانی مشهور خودش، در مخالفت با جنگ ویتنام، مبارزه خود را هم‌زمان علیه "فقر، نژادپرستی و نظامی‌گری" اعلام کرد.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
کتاب تسنیم - جنگ شناختی
واژه های کاربردی مرتبط
اخبار روز فرهنگی
مهمترین اخبار
فلای تو دی
همراه اول
رازی
بانی مد
میهن
طبیعت
بیمه ملت
الی گشت
opark
ایران پرس
triboon
بلیط هواپیما
بانک کارآفرین